منو
تبليغات







 
مقالات برگزيده
فرهنگ و اندیشه
يكشنبه 17 فروردين 1393 آسیب شناسی امنیت فرهنگی
نویسنده: سید رضا تقوی
منبع: کتاب تاملات فرهنگی / راسخون (www.rasekhoon.net)




در نظام احسن خلقت، هر موجودی ضد خود را با خود دارد و در حقیقت ما در میان مجموعه ای از اضداد زندگی می کنیم و کجاوه ی زندگی را که خود نیز مشمول این قاعده ی عام آفرینش می باشد باید از میان همین مجموعه متضاد به سر منزل مقصود هدایت کرد. این قاعده در نظام آفرینش ما را به این موضوع رهنمون می شود که هر گاه در کاری- اعم از مقولات فکری و نظری یا رفتاری و عملی، سرمایه گذاری می کنیم باید به آفت ها و آسیب هایی که پیرامون آن مقوله را احاطه کرده نیز حساس باشیم، به قول سعدی باید این را بدانیم که: «هر جا گل است خار است و با خمر خمار است و بر سر گنج مار است و آن جا که در شاهوار است نهنگ مردم خوار است.»
مولوی نیز در مثنوی گفته است:
این جهان جنگ است چون کل بنگری
ذره ذره همچو دین با کافری...
پس بنای خلق بر اضداد بود
لاجرم جنگی شده اندر ضر و سود
هست احوالت خلاف یکدگر
هر یکی با هم مخالف در اثر
فوج لشکرهای احوالت ببین
هر یکی با دیگران در جنگ و کهن
رسول گرامی اسلام در جمله ای کوتاه ولی پر معنا فرموده اند: «لکل شیء آفه تفسده» (1)؛ برای هر چیزی آفتی است که آن را فاسد می کند.
هر عامل مخرب و بازدارنده ای که سلامت کار و سرمایه را به خطر اندازد و مانعی برای آن ایجاد کند «آفت» نامیده می شود و هر نقطه ای که آفت ها و عوامل مخرب از آن جا وارد می شوند نقطه آسیب پذیری است.
اینک برای روشن شدن بحث و آشنایی هر چه بیشتر با آفاتی که امنیت فرهنگی جامعه را به خطر می اندازد تنها به چند نمونه از آفت های حوزه فرهنگ اشاره می کنیم:

1- ایجاد تردید در نظام فرهنگی

انسان ها به یک سلسله اصول و آرمان ها معتقدند و بنای زندگی خود را نیز بر آنها نهاده اند و شب و روز خود را با آن سپری می کنند، به طوری که شادابی و افسردگی، صلح و جنگ، دوستی و دشمنی، قطع و وصل، کار و استراحت و... خود را بر مبنای آن اصول و آرمان ها تنظیم نموده و در مواردی برای حفظ حرمت آنها با نثار جان خویش، به پایشان می میرند تا آن آرمان ها بماند.
از عواملی که امنیت فرهنگی جامعه را با خطر جدی رو به رو می سازد تردید در اصول و آرمان های فرهنگی است. وقتی آرمان ها و اصولی که انسان را تا بلندترین قله های انسانیت و عزت بالا می برد و قادر است تا سیادت و سعادت را برای او از هر جهت فراهم آورد با آفت تردید رو به رو می شود نظام فرهنگی جامعه را به تزلزلی مبتلا می سازد که به سادگی نمی توان آن را ترمیم کرد.
هر گاه جامعه ای شاهد باشد که هویت انسانی، فضیلت اخلاقی، عظمت اجتماعی و ریشه های تاریخی خود را که برای پاسداری از آن فداکاری ها و از خود گذشتگی های فراوانی انجام گرفته، مورد تردید قرار داده اند باید بداند که امنیت فرهنگی او در معرض آسیب جدی قرار گرفته است.
اگر چنین القائاتی در میان مردم مؤثر بیفتد که نظام فرهنگی شما مربوط به قرن های گذشته است و امروز کارآیی مناسب را ندارد. اگر تبلیغات شوم دشمن مؤثر افتد که پای بندی به این اصول فرهنگی نوعی ارتجاع و کهنه پرستی است. اگر القا شود که دوران سنت گرایی گذشته و عصر مدرنیته و پست مدرن را می گذرانیم و از این گونه القائات که در جهت تردید نسبت به توان مندی های فرهنگی و به زیر سؤال بردن افتخارات و عظمت های گذشته انجام بگیرد امنیت فرهنگی از آن جامعه رخت بر می بندد و خسارت های سنگینی بر میراث فرهنگی آن جامعه وارد خواهد شد.
متولیان امور و مسئولان فکری و فرهنگی نظام، به ویژه مردمی که به سرنوشت انسانی خود، مبتنی بر اصول و باورهای فرهنگی می اندیشند، باید در برابر این آفت ویران گر، با قوت و قدرت بایستند و نگذارند که خناسان خیانت کار، به شیوه ای موریانه وار، اذهان و افکار را نسبت به اصول آرمانی جامعه متزلزل سازند.
باید با فریادی هر چه رساتر بر مفهوم فرهنگی این آیه شریفه اصرار ورزید که:
(و لا تهنوا و لا تحزنوا و أنتم الأعلون ان کنتم مؤمنین) (2)؛
سست و اندوهگین مباشید، در صورتی که ایمان راستین داشته باشید برترین هستید.
باید در برابر این فرا فکنی های تردید آمیز، فرهنگ امید را در جان دمید که:
(ان الارض یرثها عبادی الصالحون)؛ (3)
همانا بندگان صالح من حاکمیت بر زمین را وارث خواهند شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای، در سال 1370 پیامی را به حجاج بیت الله الحرام ارسال داشتند که بیان فرازهایی از آن پیام می تواند روشنگر راه باشد:
«پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی ایران و اعلام این که ملت ایران در صدد است جامعه ای بر اساس ارزش های اسلامی بسازد و در آن مقررات اسلامی را تحقق بخشد، موج تبلیغات بوق های تبلیغاتی شرقی و غرب و وابستگانش، جمهوری اسلامی را به نام بنیادگرا و کهنه پرست و رو به گذشته و عناوینی از این قبیل، به شدت مورد حمله قرار داد و به نام نوگرایی، از این که ایران اسلامی می خواهد پای بند به سنت های گذشته باشد انتقاد کرد...»
«آنان از بازگشت ملت ها به گذشته که به آنان عزت و عظمت را یادآوری کند، راه جهاد و شهادت را به روی آنان باز کند، کرامت انسانی را به آنان بر گرداند، دست سلطه گران را از غارت و چپاول به مال و ناموس آنان قطع کند. آیه ی: (و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا) (4) را به آنان بیاموزد، آیه کریمه: (و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین) (5) را بر آن فرو خواند، خطاب: (و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین) (6) را به گوش و دل آنان برساند، فرمان: (ان الحکم الا الله) (7) را در زندگی آنان اجرا کند و خلاصه خدا و دین و قرآن را محور زندگی آنان سازد و دست طواغیت مستکبر، مستبد و سلطه طلب را از زندگی آنان قطع کند، از بازگشت به چنین گذشته ای و پیوند با چنین تاریخی ناخشنود و سراسیمه و بیمناکند و لذا با هر بهایی می خواهند مانع آن شوند.»
«مسلمین، به خصوص جوامعی که نسیم آزادی و قیام لله بر آن وزیده و بالاخص علما و روشن گران و پیش گامان آنان، باید مراقب باشند که در این دام نیفتند، از عنوان بنیاد گرایی نترسند، از تهمت ارتجاع و سنت گرایی آشفته نشوند، برای راضی کردن دشمنان خبیث و حساب گر، از اصل اسلامی خود، از احکامی نورانی اسلام از تصریح به هدف های جامعه ی دینی و نظام توحیدی، تبری نجویند و به سخن خدا گوش فرا دهند که: (و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم (8)) (9)

2- تهاجم فرهنگی

از دیگر آسیب ها و آفت هایی که امنیت فرهنگی را در معرض خطر جدی قرار می دهد هجمه های همه جانبه فرهنگی بیگانه به باورها، ارزش ها، آداب و سنن و اصول اخلاقی جامعه است.
بیگانگان برای در هم شکستن ارکان فرهنگی یک ملت، با برنامه ریزی های دقیق و روش های متعدد و کارساز، به حوزه فرهنگی ملت مورد نظر، هجوم می برند و آنان را از آن ارزش ها به کلی جدا می سازند.
رهبر اندیشور انقلاب اسلامی «تهاجم فرهنگی» را این گونه تعریف کرده اند:
تهاجم فرهنگی به این معناست که یک مجموعه سیاسی و یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خاص خود و اسارت یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برد. در این هجوم