منو
تبليغات







 
جوان و نوجوان
جوان و نوجوان
يكشنبه 10 مرداد 1389 نوجواني؛ گذر از كودكي
نويسنده: عطايي
منبع: مجله ي آشنا خانواده - شماره 132





مقدمه:
يكي از دوره هايي حساس كه نقش بسياري در سرنوشت افراد ايفا مي كند، سنين پس از كودكي يعني شروع نوجواني است.نوجواني و تغييراتي كه در آن براي نوجوان رخ مي دهد،يكي از مسايلي است كه توجه والدين و مربيان آموزشي را به خود معطوف كرده است. اين دوره كه حدفاصل كودكي و بزرگ سالي قرار دارد بنا به تحولاتي كه در جسم و روان نوجوان روي مي دهد داراي اهميت است. مدت اين دوره در جوامع و در سطح گوناگون اقتصادي – اجتماعي يك جامعه متغير است و حتي طول آن نيز در يك جامعه و در بين خانواده هاي مختلف ممكن است در نوسان باشد. بنابراين ماهيت اين دوره نه تنها بيولوژيكي بلكه اجتماعي است و آغاز آن با تغييرات بيولوژيكي بلوغ در دختران و پسران مشخص مي شود. اغلب نوجوانان خود را با كودكان كم سن و سالتر در خانواده و والدين و معلمان و حتي ديگر اعضا جامعه خود در تعارض عاطفي مي يابند. يك نوجوان ديگر نمي خواهد مانند يك كودك با او رفتار شود و مي خواهد ديگران بدانند كه بزرگ شده. او احساس مي كند كه اطرافيانش او را درك نمي كنند. آن ها تنها در مقابل دوستان همسال خود، احساس راحتي مي كنند و مايلند كه بيش تر اوقات خود را با دوستان سپري كنند. روي عقايد و نظرات همسالان خويش حساسيت خاصي دارند و به داوري و قضاوت آن ها بيش از بزرگ سالان اهميت مي دهند. به همين دليل در اين دوره توجه والدين به دوستان و ارتباط فرزندشان با دوستان و نظارت بر اعمال و رفتار آن ها ضروري است. ممكن است نوجوان تن به خواسته دوستان بدهد و با مشاركت يكديگر دست به اعمال ضد اجتماعي بزنند. مخصوصاً نوجواناني كه در محيط هاي خانوادگي نامساعد و شرايط اقتصادي – اجتماعي پايين قرار دارند بيش تر از سايرين در معرض توجه دوستان ناباب قرار مي گيرند. به همين دليل توجه به نيازها و خواسته هاي نوجوان و آموزش و آگاهي دادن درباره مسايل اين دوره و تغييراتي كه در فرد روي مي- دهد، مي تواند تنش و شكاف بين والدين و نوجوان را از بين ببرد. از سوي ديگر به لحاظ فقدان يا كمبود مؤسسات و مراكزي براي هدايت و راهنمايي خانواده ها در زمينه پرورش فرزندان و چاره جويي هنگام مواجه با مشكلات ، نقش مدارس و آموزشگاه ها و معلمين شاغل در آن، به مراتب دشوارتر مي شود. لازم است مسؤولين بيش تر به اين دوره و مسايل مربوط به آن در مدارس بپردازند تا همگان حتي خود نوجوان با آگاهي ،اين دوره را پشت سر بگذارند.
تعريف نوجواني
نوجواني دوره اي از زندگي فرد است ميان پايان كودكي و آغاز بزرگ سالي. اين دوره با تغييرات فيزيولوژيك كه در فرد روي مي- دهد شناخته مي شود و اين تغييرات با بسياري از حالات عاطفي و رفتاري در فرد همراه است. تغييرات بلوغ جنسي نيز بسيار مهم است كه ظرف مدت چند سال ، بدن كودك دبستاني به بزرگسالي بالغ تغيير شكل مي يابد و همين تغييرات زمينه ساز اضطراب و نگراني در فرد مي شود و به خصوص هنگامي كه نوجوان از ويژگي ها و تغييرات مربوط به اين دوره آگاهي چنداني نداشته باشد. اغلب آن- ها سؤالات زيادي در مورد مسايل مربوط به خود دارند و مي توانند پاسخ آن ها را از والدين و مربيان و معلمان خود بپرسند اما اين در حالي است كه بسياري از والدين راحت نيستند در مورد اين مسايل با فرزند خود صحبت كنند. در نتيجه آن ها بيش تر با دوستان همسال و همكلاسي هاي شان در مورد اين مسايل صحبت مي كنند وگاهي اوقات به اشتباه يكديگر را راهنمايي مي كنند. بسياري از نوجوانان احساس ناامني مي كنند و قرار گرفتن در ميان دوستان را بر والدين و در كنار آن ها بودن ترجيح مي دهند و هر زمان كه فرصت يابند به دوستان پناه مي برند. بنابراين اهميت دوستان در اين دوره بسيار زياد است. آن ها داراي مشكلات ويژه اي هستند كه در دوره كودكي كمتر مشاهده مي شود. ماهيت اين مشكلات با مشكلات دوره بزرگ سالي متفاوت است. اگر والدين و معلمان مايلند كه نوجوانان به راحتي اين دوره را طي كنند، بايد مشكلات نوجوانان را به خوبي بشناسند. به هر حال نوجواني يك دوره ي مشكل و نامتعادل و غير قابل پيش بيني و داراي مشكلات بسياري است كه بايد به شيوه اي رضايت بخش هم براي نوجوان و هم براي والدين و افراد جامعه حل و فصل شود. زيرا نوجواني براي خود فرد نيز مشكل زاست و نوجوان با نقش جديد خود در زندگي سازگار نشده و در نتيجه سردرگم و پرخاشگر و مضطرب است.
اهميت نوجواني
نوجواني يكي از مراحل زندگي است كه از چند بعد داراي اهميت مي باشد. نوجوان اغلب براي سازگاري با اين ابعاد تلاش مي كند. در ادامه به بعضي از موارد اشاره مي كنيم:
1-شروع نوجواني: بسياري از افرادي كه وارد اين دوره مي شوند از دنياي كودكي فاصله مي گيرند و در دنيايي سرشار از خيالات و توهمات سير مي كنند. آن ها در اين سال ها تغييرات بسياري را در جسم و روان خود تجربه مي كنند.
2- تفكر انتزاعي: در اين دوره، تفكر نوجوان نسبت به كودكي رشد يافته و او اينك داراي تفكر انتزاعي است و مي تواند بسياري از مسايل را درك و به موضوع هاي مختلف فكر كند و بسياري از مشكلات خانوادگي و مشكلات مربوط به خود را با آگاهي حل نمايد.
3- تغييرات عاطفي: تغييرات عاطفي نوجوان آشكار و او نسبت به اتفاقات و مسايل پيرامون خود حساس است. بسياري از هيجان- هاي مثبت چون شادي ، بر خود بالدين و افتخار كردن، آسودگي خيال، هيجانات منفي چون اضطراب و نگراني، پشيماني ، غم و اندوه و عصبانيت و خشم و ... باعث تغييرات عاطفي و رفتاري در نوجوان مي شود. احساساتي كه نوجوان تجربه مي كند بسيار متفاوت تر از احساسات يك كودك يا بزرگ سال است و در مقايسه با بزرگ سالان، احساس نوجوان افت و خيز بيش تري را نشان مي دهد. البته والدين نبايد نگران باشند زيرا اين احساسات طبيعي و زودگذر است.
4- تغييرات اجتماعي: در اين دوره نوجوان از لحاظ اجتماعي ديگران را بر والدين و خانواده ترجيح مي دهد و بيش تر مسايل خود را با هم سالان حل و فصل مي كند. آن ها در گروه هاي دوستانه به دنبال نشان دادن قدرت و استقلال راي هستند و در ميان آن- ها سازگاري بيش تري نشان مي دهند. اين در حالي است كه در محيط خانواده سركش و پرخاشگر مي شوند. والدين و مربيان با برخورد مناسب و دادن مسؤوليت و احترام به استقلال آن ها در انجام وظايف مربوط به خودشان مي توانند روحيه پذيرش مسؤوليت و انجام وظايف محوله را در آن ها تقويت كنند.
5- هويت: بسياري از نوجوانان به دنبال كشف هويت و شخصيتي جذاب هستند تا در چارچوب آن شخصيت قرار گيرند. آن ها هم چنين در مورد فلسفه زندگي و مرگ ابهامات بسياري در ذهن دارند كه پاسخ به اين ابهامات از سوي والدين و خصوصاً معلمان ديني در مدارس صورت مي گيرد. تقويت روحيه خداجويي و رسيدن به كمال نيز از وظايف اساسي والدين و معلمين است تا با تكيه بر اين روحيه معنوي مانع لغزش هاي نوجوانان شوند.
عوامل مؤثر در اختلال رفتاري نوجوان
عوامل خانوادگي شامل موارد زير است:
الف) وضعيت رواني و عاطفي كه مجموعه روابط و تعاملاتي است كه بين اعضاي خانواده جريان دارد و تحت تأثير آموزش هاي اخلاقي، شناختي و عاطفي و يا تقليد از رفتار والدين و فرزندان ديگر صورت مي گيرد.
ب) كاركردهاي تربيتي نامناسب خانواده كه شامل مواردي چون تربيت نادرست، طرد كودك، تنبيه شديد، عدم توجه به خواسته ها و نيازهاي فرد، عدم توجه به عواطف و احساسات، انتظارات نا به جا از نوجوان، مراقبت و نظارت بيش از حد و ... مي شود. همه اين عوامل و يك يا چند مورد از آن ها مي تواند در بروز اختلالات رفتاري مؤثر باشد.
ج) فقدان والدين و به ويژه مادر چنان چه با كمبود ارضاي نيازهاي عاطفي همراه شود اثرات جبران ناپذيري در رشد رواني، عاطفي و اجتماعي فرزندان به جا خواهد گذاشت. به ويژه آن كه فرزند نوجوان نيز باشد. البته اگر جاي فرد غايب به گونه اي مناسب پر شود، مشكلات كم رنگ تر خواهد شد.
د) قوانين و معيارهاي اخلاقي: چنان چه در خانه يا مدرسه اصول اخلاقي معين حاكم و يا اين كه مقررات و قوانين، هميشگي و ثابت نباشد و براي دانش آموز معين نشود، مشكلات رفتاري ايجاد مي كند. البته قوانين سرسختانه والدين در محيط خانوادگي و ملزم نمودن فرزندان به رعايت همه آن ها مي تواند در بروز اين رفتارها تأثيرگذار باشد.
عوامل اجتماعي
الف) طبقه اجتماعي : طبقه اجتماعي والدين و ميزان سواد آن ها، شغل والدين و وضعيت اقتصادي و فرهنگي حاكم بر خانواده، آداب و رسوم و اعتقادات مذهبي، هر كدام به نحوي در بروز اختلال رفتاري مؤثر است.
ب) گروه هم سالان: بهترين الگوي نوجوان پس از والدين، دوستان هم سال هستند كه به خوبي مي توانند تأثير اخلاقي مطلوب يا نامطلوبي بر رفتار كودك داشته باشند. گروه هم سالان در موقعيت هاي مهمي چون طرد نوجوان از سوي والدين و جلب او با محبت و توجه دوستانه نقش به سزايي دارد. بنابراين توجه به شخصيت نوجوان و احترام به آن و شناخت نيازها و تمايلات او مي تواند زمينه پرورش مطلوب را فراهم كند و اختلال رفتاري نوجوان را كاهش دهد.
نوجوان و اعمال ضد اجتماعي
اعمال ضد اجتماعي عمدتاً توسط نوجوانان ناسازگار انجام مي شود و از ميان اين اعمال ، اعتياد به سيگار و مواد مخدر شايع تر است و اغلب در پسرها بيش تر ديده مي شود. عوامل اين اتفاق به درون خانواده ها و حتي در بعضي مواقع به اجتماع برمي گردد. دانش آموزان ناسازگار از مدرسه فرار مي كنند و با كنجكاوي مواد مخدر را نيز تجربه مي كنند. آن ها از سوي دوستان تشويق مي شوند و الكل ، سيگار و قرص هاي روان گردان را در گروه هاي دوستانه استفاده مي كنند و در مواردي به بي بند و باري و اعمال غير اخلاقي نيز مي پردازند. اين نوجوانان تمايل زيادي دارند كه ديگر دوستان خود را در رفتار ناهنجار خود شريك نمايند. چنان چه سيگار كشيدن نوجوان مورد توجه قرار نگيرد و ادامه يابد؛ ممكن است به مسايل خطرناك تري نظير اعتياد به مواد مخدر و يا الكل تبديل شود. اغلب نوجوانان در سه مرحله به اعتياد روي مي آورند:
مرحله اول؛ آشنايي و آغاز
در اين مرحله فرد به دوست يا شخص معتاد برخورد مي كند و با همراهي وي با مواد مخدر آشنا مي شود و مصرف آن را آغاز مي- كند.
مرحله دوم؛ ترديد
در اين مرحله فرد با خود جنگ و ستيز دارد. رفتن در عالم خيال و فرار از واقعيات باعث روي آوردن مجدد به مواد مخدر مي شود و از طرف ديگر نمي خواهد گرفتار شود.
مرحله سوم؛ اعتياد
و بالاخره در اين مرحله با مصرف دنباله دار مواد مخدر و تجربه پي در پي آن، معتاد مي شود. در زمينه پيش گيري و درمان اعتياد نوجوانان لازم است كه اولاً توجه والدين و اولياي مدارس و رسانه هاي جمعي بر مسايل نوجوانان خصوصاً بحث اعتياد آن ها معطوف شود. در مرحله بعد، نظارت بر اعمال آن ها خصوصاً رفتارهاي مشكوك و آگاه كردن آن ها از عواقب احتمالي مصرف مواد مخدر ضروري است. آموختن مقاومت در برابر فشارهاي هم سالان و ... مي تواند به عنوان راه كارهايي براي پيش گيري مطرح باشد. در مراحل درماني نيز ابتدا بايد خانواده را از وضعيت فرزندشان آگاه نمود و قبل از فرد معتاد به خانواده و مشكلات آن ها رسيدگي نمود و به آن ها يادآوري نمود كه يكي از علت هاي روي آوردن فرزندان به مصرف مواد، محيط نامساعد خانواده است. در مرحله بعد، اگر نوجوان معتاد باشد به سرعت بستري شود تا با تجويز داروهاي مختلف ، او را وادار به ترك كرد. در مرحله آخر پس از ترك بايد روي عزت نفس و اضطراب نوجوان كار شود و حتي فرصت هاي شغلي و تحصيلي مناسب براي او فراهم و حس استقلال و مسؤوليت پذيري او تقويت شود. با توجه به موارد ذكر شده مي توان گفت كه توجه والدين و معلمان مدارس. خصوصاً كساني كه ارتباط دوستانه تري با نوجوان دارند. مي تواند مانع ارتكاب اعمال بزهكارانه باشد. بسياري از نوجوانان ناآگاهانه مرتكب جرم مي شوند و بسياري از نوجوانان ناآگاهانه مرتكب جرم مي شوند و بسياري تحت تأثير شرايط نامساعد قرار مي گيرند و در صورت فراهم بودن آن، راحت تر از قبل به اعمال خلاف كارانه مي پردازند.اكثريت نوجوانان در اين دوره با مشكلات خاصي مواجه مي شوند اما هيچ دليلي وجود ندارد كه در شرايط مطلوب و با راهنمايي و كمك والدين و مربيان آگاه نتواند اين دوره را بدون فشار و تنش زياد سپري كنند. معلمان و مربيان در موقعيت مطلوب و مناسبي هستند تا نوجوانان را در جهت رفع نگراني ها و برنامه ريزي هاي عملي جهت ارضاي نيازهاي آنان ياري دهند. نوجوانان دوست ندارند با آنان همانند كودك رفتار شود و والدين و معلمان بايد در زمينه دادن مسؤوليت و آزادي هماهنگ و متناسب با رشد آنان كوشش نمايند. والدين و معلمان وظيفه دارند نوجواناني را تربيت كنند كه از ادراك ، دانش و مهارت بهره مند باشند و بتوانند خود را با شرايط مطلوب سازگار كنند و انديشه ها و نظرات خود را با استدلال هاي دقيق ارزيابي و مشكلات جديد را حل كنند.

منابع:

1.روان شناسي رشد، ج2، لورا. اي برك، ترجمه يحيي سيد محمدي، 1380.
2. رفتارهاي بهنجار و نابهنجار كودكان و نوجوانان و راه هاي پيش گيري درمان نابهنجاري ها، دكتر شكوه نوابي نژاد ، 1380.
3. خدمات راهنمايي و مشاوره ، حميد اصغري پور، 1380.
4. سلامت نوجواني، وزارت آموزش و پرورش ، ربابه نوري.

 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ


تعداد بازديد اين صفحه: 9234
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما