تبلیغات
اخبار
بازدید طلاب مؤسسه مجتهده امین از زندان زنان اصفهان
موانع و راهکارهای مأموریت های علمی-تبلیغی طلاب خواهر در کرسی آزاداندیشی حوزه علمیه اصفهان بررسی شد
تزکیه نفس
دوشنبه 19 ارديبهشت 1390 آثار وفوائد ايمان چيست؟ واگر بخواهيم تعريفي دقيق وكامل از ايمان داشته باشيم آن تعريف كدام است و چگونه مي توانيم يك فرد مؤمن باشيم؟

بهترين تحليل در باب ايمان و پرسش‏هاى بعدى شما، آن است كه با رهيافتى قرآنى و روايى اين موضوع و شعاع‏هاى گوناگون آن را تبيين كنيم.

 ايمان - كه امرى كاملاً اختيارى است - عبارت است از معرفت توأم با تسليم قلبى و خضوع و خشوع دل به خداوند متعال و رسول او و آموزه‏هايى كه به بشريت ارائه كرده‏اند. ايمان امرى اختيارى است به دليل آن كه در آيات بسيار به آن، امر شده است و روشن است كه امر به چيزى از سوى حكيم مطلق، دلالت بر مقدور بودن و اختيارى بودن آن چيز دارد نگا: بقره / 41، 91، 186 - نساء / 136 - آل عمران / 179.و در اين آيه به اختيارى بودن آن تصريح شده است: «إن هذه تذكرة فمن شاء اتخذ إلى ربه سبيلا»؛ مزمل، آيه 19.«قطعاً اين [آيات‏] اندرزى است تا هر كه بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پيش گيرد».

 ايمان در قرآن، گونه‏اى از معرفت وعلم را داراست، ولى تمام هويت آن، از سنخ علم و معرفت نيست؛ بلكه افزون بر آن تسليم و خضوع در برابر حق نيز مى‏باشدحجرات / 15 - بقره / 42 - توبه / 110.؛ «إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم‏يرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم في سبيل الله أولئك هم‏الصادقون»؛ حجرات / 15.«در حقيقت، مؤمنان كسانى‏اند كه به خدا و پيامبر او گرويده و [ديگر ]شك نياورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‏اند. اينانند كه راست‏كردارند». پس اهل ايمان كسانى‏اند كه در ايمان به خدا و رسول ترديدى نداشته، به آنها علم و يقين دارند «ود كثير من أهل الكتاب لويردونكم من بعد إيمانكم كفارا حسدا من عند أنفسهم من بعد ما تبين لهم الحق فاعفوا و اصفحوا حتى يأتي الله بأمره...»؛ بقره / 109.«بسيارى از اهل كتاب - پس از اين كه حق بر ايشان آشكار شد - از روى حسدى كه در وجودشان بود، آرزو مى‏كردند كه شما را بعد از ايمانتان، كافر گردانند. پس عفو كنيد و درگذريد، تا خدا فرمان خويش را بياورد».

 اين آيه، به روشنى حكايتگر اين حقيقت است كه بسيارى از اهل كتاب على‏رغم روشن شدن حق و علم آنها به آن، آرزو دارند تا مؤمنان را هم از روى حسد به گمراهى افكنند. بنابراين، ايمان تنها معرفت و علم نيست؛ بلكه بايد در برابر حق خاضع و خاشع و قلباً تسليم بود.

كافر و مؤمن خدا گويند ليك‏                       در ميان هردو فرقى هست نيك‏

آن گدا گويد خدا را بهر نان                         متقى گويد خدا از عين جان‏

سال‏ها گويد خدا آن نان خواه‏                    همچو خر، مصحف كشد از به

گر بدانستى گدا از گفت خويش                 پيش چشم او نه كم ماندى نه بيش ‏

گر به دل درتافتى گفتِ لبش                      ذره ذره گشته بودى قالبش‏

نام ديوى ره برد در ساحرى                       تو به نام حق پشيزى مى‏برى‏

                                                                  مثنوى / 2 / 502 - 497.

 

 از نظرگاه قرآن، عمل جزء ايمان نيست، چرا كه آيات متعددى وجود دارد كه دلالت دارد عمل منفك از ايمان است، نگا: عصر / 3 - نساء / 124 و 162 - اعراف / 152  - فاطر / 10.اما عمل لازمه ايمان است و در واقع، ثمره و نتيجه آن تلقى گشته است؛ به صورتى كه از ديدگاه قرآن عمل صالح تنها در كنار ايمان، پايدارى و دوام دارد و ايمان نيز تنها با وجود عمل صالح است كه طراوت و نشاط مى‏يابد. نگا: نساء / 65 - انفال / 3 و 4 - مجادله / 22 - بقره / 177.

از منظر قرآن، به هر اندازه كه معرفت آدمى عميقتر و خضوع و خشوع و تسليم قلبى او ژرف‏تر و مستحكم‏تر باشد، ايمان هم افزايش مى‏يابد و هر چه معرفت كم‏تر و سطحى‏تر و خضوع قلبى اندك و كم استقامت باشد، ايمان هم كاهش مى‏يابد. به هر روى، با توجه به درجات دو عنصر اساسى ايمان، يعنى معرفت و تسليم قلبى، ايمان هم امكان كاهش يا افزايش دارد. نگا: آل عمران / 173 - انفاق، 2 - نساء / 136.

مؤمنى او، مؤمنى تو بى‏گمان                             در بيان هر دو فرقى بيكران‏

 

 اما فوايد ايمان:

 1- سرمايه رستگارى. مهم‏ترين ثمره ايمان آن است كه سرمايه رستگارى را براى آدمى به ارمغان مى‏آورد. صف / 10 و 11.

 2- پشتوانه اخلاق. اخلاق بدون ايمان، اساس و پايه درستى ندارد. كرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستى، درستكارى، فداكارى، احسان، صلح،... مبتنى بر اصل ايمان است. به فرموده علامه شهيد مرتضى مطهرى، بشر واقعاً دو راه بيشتر ندارد: يا بايد خودپرست و منفعت‏پرست باشد و به هيچ محروميتى تسليم نشود و يا بايد خداپرست باشد و محروميت‏هايى را كه به عنوان اخلاق متحمل مى‏شود، محروميت نشمارد و لااقل جبران شده بداند. كسى كه تكيه‏گاه اخلاق و شخصيتش غيرخدا باشد، مانند اين است كه در پرتگاه مشرف به سقوطى گام برمى‏دارد و هر لحظه احتمال سقوط دارد، سوره‏هاى:  توبه / 109 - عنكبوت / 41.ارزش‏هاى اخلاقى آنگاه مى‏توانند انگيزه عمل باشند كه شخص به ارزش معنويت پى برده باشد و اين معنويت تنها در گرو ايمان به خدا است. اما آن كه عاطفه دينى و ايمانى را كه مبنا و اساس و پشتوانه و منطق انسانيت است، از دست داده؛ انسانيت، عواطف انسانى و اعمال اخلاقى را از دست داده است. مرتضى مطهرى، بيست گفتار، صص 155 - 151.

 3- استوارى و تعادل روحى. از آن‏جا كه ايمان حالتى روحى است كه در خود نگرشى كامل نسبت به ارزش‏ها و حوادث نهان دارد و چون مؤمن به مبدأ اين حوادث مرتبط است، آرامش و اطمينانى دارد كه غير او از آن بى‏بهره است، محمد سيد قطب، فى ضلال القرآن، ج 6، ص 3966. قرآن نيز بدين امر تصريح فرموده است: «من آمن بالله و ال يوم الآخر و عمل صالحا فلا خوف عليهم و لا هم‏يح زنون»؛ مائده / 69؛ و همچنين نگاه كنيد:  فتح / 4،  يونس / 62 و 63.«هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند، پس نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد».

 4- بركات دنيوى. ايمان به خدا، موجب ريزش باران و رحمت دنيوى نيز هست: «و لو أن أهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم‏بركات‏من السماء و ال أرض...»؛ اعراف / 96.«و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم».

 5- عمل صالح زاييده ايمان است. هر چند عمل صالح خود موجب ازدياد ايمان مى‏گردد ولى در هر حال قرآن، عمل صالح را ثمره ايمان دانسته است.بقره / 277 - مائده / 9.مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايند: «ايمان زمينه‏ساز عمل و شرط لازم آن است و سهولت يا صعوبت عمل صالح انسان، به شدت و ضعف آن بستگى دارد و متقابلاً عمل صالح و تكرار آن، به تعميق ايمان و ازدياد آن مدد مى‏رساند و اين هر دو به نوبه خود، در به وجود آمدن ملكات اخلاقى كه باعث صدور اعمال صالحه از فرد بدون رويه و تأمل مى‏شود، كمك مى‏كنند». فرازهايى از اسلام، ص 238.

 6- روشن‏بينى. ايمان موجب واقع‏بينى انسان شده و او را از غلطيدن در دام خطاها مى‏رهاند: «إن الذين لا يؤمنون بالآخرة زينا لهم‏أعمالهم فهم يعمهون»؛ نمل / 4.«كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، كردارهايشان را در نظرشان بياراستيم [تا همچنان ]سرگشته بمانند». پس مفهوم اين آيه آن است كه كسانى كه به آخرت ايمان دارند، بر ديدن نيك و بد اعمال خويش توانا هستند. اهل ايمان هدفى دارند تا كارهاى خودرا با آن بسنجند و ازاين‏رو در حيرت و سرگردانى نخواهند بود. برخلاف كسانى كه مؤمن نيستند و در حيرت و سرگردانى فرو رفته‏اند.

 7- محبوبيت. خداوند در قرآن وعده داده است كسانى را كه ايمان آورده، عمل نيكو انجام دهند؛ محبوب مردم قرار دهد «إن الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا»؛ مريم / 96.«كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، به زودى [خداى ]رحمان براى آنان محبتى [در دل‏ها ]قرار مى‏دهد».

 در باب اين فوايد و فوايد ديگر كه نتوانستيم آنها را شمارش كنيم، نگاه كنيد به:

 1- نظريه ايمان، محسن جوادى، صص 257 - 247

 2- بيست‏گفتار، مرتضى مطهرى، صص 159 - 149

 3- تكاپوگر انديشه‏ها، عبداللّه نصرى، ص 134

 مرحوم علامه جعفرى مشخصه‏هاى جالب و جامعى را براى فرد مؤمن برشمرده‏اند كه مسلماً براى ما و شما سودمند است:

 1- تمام لحظات حيات خودرا در حالت رؤيت خداوندى سپرى خواهد كرد.

 2- اعمالش از روى اخلاص خواهدبود.

 3- براى ابديت خود ذخايرى خواهد اندوخت.

 4- از گناه، مكروهات و خيالات و اوهام بى‏اساس پرهيز خواهد كرد.

 5- حيات خود را بيهوده تلف نخواهد كرد.

 6- درخواهد يافت كه هر عملى در اين عالم، عكس‏العملى دارد.

 7- از آرزوهاى دور و دراز خود دست برخواهد داشت.

 8- در برابر حوادث صبر و شكيبايى پيشه خواهد كرد.

 

 مؤمن آن باشد كه اندر جزر و مد                كافر از ايمان او حسرت خورد

                                                                       مثنوى / 5 / 3355.

 

 9- مى‏كوشد تا در ميان پرتگاه‏ها و خارستان‏هاى راه‏هاى انحرافى، صراط مستقيم را پيشه كند.

 10- امكانات و لحظات عمر را غنيمت شمرده، نمى‏گذارد حوادث جبر نماى زندگى، حيات او را مختل سازد. نگا: تكاپوگر انديشه‏ها، ص 135.

 11- در هنگام ياد خدا دلهايشان بترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود، بر ايمانشان بيفزايد. انفال / 2.

 12- در تمامى امور بر خدا توكل مى‏كنند.انفال / 2.

  13- سخنى استوار و ثابت دارند. ابراهيم / 27.

 14- نه ترسى دارند و نه اندوهگين مى‏شوند. مائده / 69.

 15- به آخرت يقين و باور دارند.بقره / 4.

 16- نماز را برپا مى‏دارند و از روزى‏اى كه خدا به آنها عطا فرموده انفاق مى‏كنند. انفال/ 4.

 از آن‏جا كه ايمان بر دو ركن معرفت و خضوع قلب بنا شده است، تقويت و ازدياد ايمان منوط به آن است كه در حوزه معرفت، آگاهى و علم خود را به حقايق هستى، خداوند متعال، رسول او و آموزه‏هاى دينى افزايش دهيم؛ و در حوزه خشوع قلب، كوشش كنيم تا مطيع اوامر و نواهى خداوند متعال باشيم. حال چه در ساحت مسائل شرعى، چه در ساحت امور اخلاقى؛ چه فردى و چه جمعى. الميزان، ج 18، صص 261 - 260.

 ناگفته نماند از آن‏جا كه عمل صالح در افزايش ايمان نقش اساسى دارد، بايد در تحقق آن كوشا بود. عمل صالح، عملى است كه انسان را در راستاى ايمانش به جلو برده و او را كامل كند. حال اين عمل مى‏تواند جوارحى باشد مى‏تواند جوانحى. مثلاً عمل روح هنگامى صالح مى‏شود كه او را وادار سازيم منظم فكر كند، علمى فكر كند. طورى فكر كند كه هميشه انديشه نو و صحيح توليد كند، به صورتى كه مصداق اين سخن رسول خدا(ص) واقع شود كه فرمود: «يك ساعت فكر كردن، از شصت سال عبادت بالاتر است». نگا: مرتضى مطهرى، حكمت‏ها واندرزها، صص 50 - 49.

 خداوند ما را از پيروى هوا و هوس بازدار كه اساس زوال و كاهش ايمان است و بر انجام طاعات و ترك محرمات وادار كه اساس تقويت و افزايش ايمان است.

 

اى خدا آن كن كه از تو مى‏سزد          كه ز هر سوراخ مارم مى‏گزد

جان سنگين دارم و دل آهنين‏            ور نه خون گشتى در اين رنج و حنين‏

وقت تنگ آمد مرا و يك نفس‏              پادشاهى كن، مرا فريادرس‏

       گر مرا اين بار ستّارى كنى‏                 توبه كردم من ز هر ناكردنى‏

توبه‏ام بپذير اين بار دگر                     تا ببندم بهر توبه صد كمر

       من اگر اين بار تقصيرى كنم‏                پس دگر مشنو دعا و گفتنم‏

                                                             مثنوى / 5 / 2262 - 2267.

 
امتیاز دهی
 
 



تعداد بازديد اين صفحه: 3972
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (شعبه اصفهان)
مجری سایت : شرکت سیگما