منو
تبليغات







 
قرآن و عترت
محرم89
دوشنبه 3 مهر 1396 نگاهی به ویژگی‏های اصحاب سیدالشهدا (علیه السلام)
نویسنده: جواد سلیمانی
منبع: مجله معرفت، شماره59

 

چکیده

روزی که سیدالشهدا نهضت خویش را آغاز کرد، کوفه دست کم دارای یک‏صدهزار رزمنده بود که بخش عظیمی از آن‏ها از محبّان اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار می‏آمدند. بر همین اساس، شهرهایی چون مکه و مدینه و بصره مملو از رزمندگانی بودند که از یک سو، به فسق یزید معترف و از سوی دیگر، از شأن و منزلت والای امام حسین علیه‏السلام آگاهی داشتند. اما از آن جمعیت کثیر تنها عده بسیار اندکی آن حضرت را یاری نمودند. با توجه به این واقعیت تلخ، دو پرسش مطرح می‏شود: یکی آن‏که، فلسفه کاهلی آن جمعیت کثیر در حمایت از سیدالشهدا علیه‏السلام چه بوده است؟ دیگر آن‏که، یاران اباعبداللّه علیه‏السلام چه خصلت‏های ویژه‏ای داشتند که در عصری که جمع کثیری از همگنانشان در خواب غفلت فرو رفته بودند، تا پای جان از آن حضرت دفاع نمودند؟
این مقال در تلاش است تا به پرسش دوم پاسخی مناسب ارائه نماید. از این‏رو، با مطالعه و بررسی زندگانی و سخنان آنان، به این نتیجه رهنمون شده است که شهدای‏کربلانسبت‏به‏سایرمسلمانان‏معاصر خویش در اطلاعات دینی و تحلیل اجتماعی برتری قابل ملاحظه‏ای نداشته‏اند و حتی در التزام به عبادت‏های فردی امثال و اشباه زیادی داشته‏اند. آنچه ایشان را از سایران ممتاز نموده و بدین فوز بزرگ رسانده است، معرفت به مقام امامت و ولایت و عشق و ارادت فزاینده به امام حسین علیه‏السلام بوده است.

درآمد

یکی از ابعاد نهضت عاشورا، افتخارآفرینی و عظمت و بزرگی آن است. امام حسین علیه‏السلام و یارانش به ظاهر از سوی سپاهیان یزید مورد بی‏احترامی و تمسخر قرار گرفتند، در ملأعام به آنان اهانت شد، فحش و ناسزا شنیدند، به دست انسان‏های پستی چون شمر و حرمله و عمرو بن حجاج، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. زنان و فرزندان ایشان در نهایت غربت و تنهایی و با وضع دلخراشی به اسارت رفتند. به طوری‏که وقتی سیدالشهدا علیه‏السلام و یارانش برای اقامه نماز مهیا شدند، سپاه کوفه به آن‏ها گفتند: "نماز شما قبول نیست."(1)؛ یعنی شما کافر شده‏اید. ولی از فردای روز عاشورا روز به روز بر عزّت و عظمت سیدالشهدا و یارانش افزوده شد، به طوری که اکنون نزدیک به 1400 سال، حسین بن علی علیه‏السلام و یارانش الگوی احرار و آزادگان عالم، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، گردیده‏اند.
شخصیت‏های غیرمسلمانی چون گاندی، آن حضرت را الگوی خود معرفی می‏کنند. بی‏تردید این عزّت و افتخار، از قدرت نظامی یاران سیدالشهدا نشأت نگرفته است، به علاوه از آن‏جا که حکّام اموی و عباسی (جز در یک مقطع کوتاه)، با نشر فضایل اهل‏بیت علیهم‏السلام و اصحابشان مخالف بوده‏اند؛ تبلیغات حساب‏شده حکومتی نیز در معرفی حسین‏بن علی علیه‏السلام و یارانش نقشی نداشته است، بلکه این عزّت تنها در سایه مقاومت و جانفشانی سیدالشهدا علیه‏السلام و یارانش برای دفاع از حق و حقیقت در بستری که موج دنیاگرایی روحیه حق‏مداری را در میان مسلمانان ازبین‏برده‏بود، شکل‏گرفته است.
آنچه اکنون برای ما به عنوان محبّان امام حسین علیه‏السلام و رهروان راه آن بزرگوار و اصحاب گران‏قدرش اهمیت فراوان دارد این است که بدانیم یاران آن حضرت چه ویژگی‏هایی داشتند که تاریخ مانند آنان را تاکنون به خود ندیده است. چه امتیازات و خصلت‏هایی در وجود یاران اباعبداللّه علیه‏السلام نهفته بود که آنان را از میلیون‏ها جمعیت مسلمان آن زمان ممتاز نمود. به طوری که از بسیاری از اصحاب و مشاهیر دینی عصر خود پیشی گرفته و در عرصه پرافتخار عاشورا، حماسه آفریدند.
زمانی که حسین بن علی علیه‏السلام ، عَلم مبارزه با بنی‏امیه را برافراشت، عالمان و فقهای فراوانی در جهان اسلام حضور داشتند. براساس نقل یعقوبی، افراد ذیل از فقهای معروف عصر امامت اباعبداللّه علیه‏السلام بوده‏اند: «عبدالله‏بن عباس، عبدالله بن‏عمربن خطّاب، مسوربن مخرَمة زهری، سائب بن یزید، عبدالرحمن بن حاطب، أبوبکر بن عبدالرحمن بن حارث، سعید بن مسیّب، عروة بن زبیر، عطاءبن یسار، قاسم بن محمدبن‏ابی بکر، عبیدة بن قیس سلمانی، ربیع‏بن خثیم ثوری، زرّبن حُبیش، حارث بن قیس جعفیّ، عمرو بن عتبة بن فرقد، أحنف بن قیس، حارث بن عمیر زبیدی، سوید بن غفلة جُعفی، عمروبن میمون أودیّ، مطرّف بن عبداله شخّیر، شقیق بن سلمة، عمروبن شرحبیل، عبدالله بن یزید خطمیّ، حارث اعور همدانی، مسروق بن أجدع، علقمة بن قیس خثعمی، شریح بن حارث کندیّ و زید بن وهب همدانی.»(2)
اما، هیچ‏یک از این افراد روز عاشورا در سپاه اباعبداللّه علیه‏السلام حضور نداشتند. ایشان نه تنها آن حضرت را یاری نکردند، بلکه برخی از آنان، اصل حرکت حضرت به سوی کوفه را زیرسؤال بردند.(3) و برخی دیگر، ابتدا اباعبداللّه علیه‏السلام را به کوفه دعوت کردند ولی روز عاشورا در میدان مبارزه حاضر نشدند.(4) برخی دیگر، همچون أحنف بن قیس درخواست یاری حضرت را اجابت ننموده، گفتند: «قد جرّ بنا آل أبی الحسن، فلم نجد عندهم أیالة للملک و لا جمعا للمال و لا مکیدة فی الحرب»؛ ما فرزندان أبی الحسن [علی علیه‏السلام ] را آزموده‏ایم نزد آن‏ها نه فرمانداری استانی یافته‏ایم و نه ثروت اندوخته‏ای دیدیم و نه سیاست جنگی لازم را مشاهده کرده‏ایم.(5)
این در حالی بود که همگی می‏دانستند بنی‏امیه سالیان متمادی در پی از بین بردن اسلام بوده و یزید هرگز شایستگی جانشینی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را ندارد و استمرارخلافت وی‏نابودی‏واضمحلال دین و ارزش‏های دینی را در پی خواهد داشت.
افرادی چون طرمّاح بن عدی، عبدالله بن مطیع، عمر بن عبدالرحمن مخزومی و عبدالله بن جعفر(6)، که از دوستان و خیرخواهان آن بزرگوار بودند، به جای همراهی با ایشان، تلاش کردند حضرت را از رفتن به سوی عراق منصرف کنند. در عصر قیام سیدالشهدا علیه‏السلام در اثر انحرافات پدید آمده پس از رحلت پبامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، تشخیص حق از باطل و التزام به مقتضای حقّ، به قدری دشوار شده بود که نه تنها عوام، بلکه خواص نیز، در درستی حرکت اباعبدالله علیه‏السلام شک نموده و یا در صورت علم به حقانیت قیام، توان یاری آن حضرت را نداشتند.
با توجه به این حقایق، این پرسش جدّی مطرح می‏شود که شهدای کربلا چه امتیازاتی بر شیعیان معاصر خود داشته‏اند که در حمایت از آن حضرت هیچ تردیدی به خود راه نداده تا پای جان از آن بزرگوار دفاع کردند؟ روزی که سیدالشهدا به سوی کربلا حرکت می‏کرد، شهر کوفه دست کم صدهزار رزمنده داشت که بخش عظیمی از آنان را شیعیان و دوستان اهل‏بیت علیهم‏السلام تشکیل می‏دادند. چگونه در میان آنان تنها عده قلیلی توفیق جهاد و شهادت در کنار پسر فاطمه علیهاالسلام را یافتند؟ در این مورد، نظرهای مختلفی قابل طرح است که در این مقال کوتاه به نقد و بررسی اجمالی آن‏ها می‏پردازیم:

نقد چند فرضیه پیرامون وجه تمایز شهدای کربلا

شاید برخی گمان کنند فصل ممیز یاران اباعبدالله علیه‏السلام با سایر شیعیان، بهره‏مندی افزو